جبرگرایی یا اختیار گرایی ؟
به سرنوشت اعتقاد دارید ؟
به نظرتون اینکه ما هرچقدر تلاش کنیم، در نهایت همه ی اینها در صورتی که به اتفاقات گذشته، و شاید سرنوشت ربط نداشته باشه، میتونیم پیشرفت کنیم، درسته ؟
یا اینکه ما اختیار داریم که راهمون رو خودمون بسازیم و همه ش به ما بستگی داره ؟
در کل، جبر گرایی یا اختیار گرایی ؟ به کدوم بیشتر اعتقاد دارید ؟
برام بنویسید :)
* توضیح
جبرگرایی : پایبند بودن به این اصل که تلاش هر کس تاجایی نتیجه داره که مربوط به گذشته نباشه.
اختیارگرایی : قادر بودن انسان به انجام هرکاری با تلاش خودش؛ و با وجود هر گذشته ای، اگر انسان تلاش کنه، میتونه به هرچیزی برسه.
+ یه بخش جدید به موضوعات اضافه شده، سوالاتی در کهکشان ذهن من :)
+ این سوالها نتیجه ی درگیر شدن ذهن به فلسفه ست D:
+ ممنون میشم نظرتون رو بگید :) خیلی دوست دارم نظرات مختلف رو البته با دلیل بخونم.
من بیشتر از اونجتیی که هنوز زیاد منطق سرم نمیشه (و علاقه ای هم بهش ندارمم :\\) به اختیارگرایی اعتقاد دارم...بازم حتی اگه هنه ی آدما تلاشاشون به گذشته مربوط بشه حتما یه انسانیم پیدا میشه که با وجود هر گذشته ای تلاش کنه و به هدفش برسه...
کی فکر می کرد انیشتنی که سرکلاس خوابش برده بوده سوال پیچیده ای رو پای تخته ببینه و به عنوان تکلیفش یکی از مسئله های غیرقابل حل کردن رو حل کنه؟..
یا حتی یه گروه موسیقس که یادم نمیاد اسمشو ، چطور با وجود تحقیر ها و تمسخر هایی که شدن بازم تلاش کردن و به یکی از بهترین گروه های موسیقی تبدیل شدن؟..
بنظرم اینکه نتیجه تلاش ها بستگی به گذشتمون داره درست نیست